روز خیلی خوبی بود برای آزادی...
دیروز، خودم دیدم که یکی به ماها میگفت نجس...که خدا رو هم صاحب شده بوده و میگفت که نمیشه با کفش و لباس رنگی نماز خوند
که خدا صدای نجاست ماها رو نمیشنوه!!!
ببین داداش...گیریم که خدا هم نشنوه...یکی یکی این ملت که شنیده...تو که شنیدی...بابا من که خودم اونجا بودم وقتی تو از ترس این همه صدا داشتی کتک میزدی...
عزیز جان، حق رو نمیشه زد، نمیشه زندانی کرد...نمیشه با فارس و کیهان قایمش کرد...آزادی رو نمیشه زیر باتوم له کرد...آزادی یه راهه یه روحه
چی شد که مثلا فلان دختر با مانتو نماز خوند؟ ما که خیالمونم نبود، تو فقط جری شدی...چی شد که من تیشرت تنم بود؟ واسه تو این چیزا همش نماد نجاسته...واسه تو آزادی بوی نجاست میده، واسه تو حقیقت نجسترین چیز هاست...
اما بذار بگم که:
نجس توئی که دانشجوهای بیگناه رو قتل عام میکنی
نجس توئی که اعدام میکنی
نجس توئی که داغدار میکنی
نجس توئی که میکشی و حاشا میکنی
نجس توئی که خفه کردن لذتته
نجس توئی و باور کن، که لکه نجاستت داره از لباس آزادی پاک میشه!
با اون قیافه های حق به جانب به آدم نگاه می کنند و فکر می کنند که تمام حقیقت جهان توی اون تسبیح ها و ذکرهای مسخره اونهاست و خبر ندارند که نماد دروغ هستند و تزویر. اونهایی که فکر می کنند هر کی مثل اونها نباشه بی خداست خودشون شیطان مسجم هستند. درود بر خواهرانی که با مانتوهای رنگی نماز خواندند و برادرانی که با کفش اقامه بستند. از اینجا روی تک تکشون رو می بوسم. درود به اونهایی که چماق به دستها رو رسوا می کنند و از سرکوب نمی ترسند
ReplyDelete