Monday, February 8, 2010

آهای عزیز، ما به ترس شما از "تفرقه" محتاج نیستیم

نه آقایان، شما در اشتباهید، شمایی که کور شده اید و ذوب در این اصلاحات قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی هستید، شما نمیبینید، شما معنی‌ مرگ این جوانان و بی‌ گناهان توسط این نظام را درک نمیکنید، شما معنی‌ آزادی را نمیدانید...شما اعدام را فقط یک کلمه ترس آور می‌بینید..شما اشک و آه خانواده‌های شکنجه شده را زیر پایتان لهٔ می‌کنید...شما منحرف کننده اصلی‌ این جنبشید، که می‌ترسید از رو شدن حقیقت، و هنوز نمیدانید "یا شاید هم می‌دانید!!!" که حقیقت هیچ تناسبی با تفرقه ندارد...

هنوز همان حرفهای سال ۵۷ را تکرار می‌کنید، هنوز همان اشتباه لعنتی که نگویید، حرف نزنید، خمینی لنگه ندارد را دوباره زمزمه می‌کنید
کجا خواندید که راست گویی و عدالت خواهی واقعی و رسوا کردن "آن به اصطلاح اصلاح طلبان" تفرقه افکنیست؟

حالم از این کلمه تفرقه افکنی به هم می‌‌خورد، کدام تفرقه عزیزان؟ تمام مردم ما همبسته و هشیار به خیابان بیایند که جمهوری اسلامی برود خیلی‌ دردناک میشود؟ اگر نیک آهنگ حقیقت را با کاریکاتورش به مردم نشان بدهد مزدور میشود؟ بگذارید بپرسم که این قوانین "تفرقه افکن شما" از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چرا وقتی‌ اینهمه به آزادی نزدیک می‌شویم و هنوز مردم ما دست به دست یکدیگر به خیابانها میایند، این همه می‌ترسید و حرف از "تفرقه" میزنید؟ چرا هر ذره از واقعیت برای شما تلخ و تلخ تر میشود...آهای عزیز، ما به ترس شما از "تفرقه" محتاج نیستیم، ما به همفکری، راست گویی، عدالت واقعی، آزاد اندیشی‌ و حقیقت گویی محتاجیم، چیزهای شیرینی‌ که سالهاست این نظام و جمهوری اسلامی از من و شما گرفته است...

بگذارید این نوای آزادی و فهم به گوش همه ما برسد، بگذارید آنهایی که سالها با تعصبات دست و پنجه نرم کرده اند، آوایش را بشنوند، که حتی اگر چنان کَرَند که این نوا را نمیشنوند، نسل‌های بعدی ما آوایش را حفظ کنند، بگذارید رشد کنیم و حسرت نخوریم

و یادمان نرود که غده سرطانی را هیچوقت اصلاح نمیکنند، از بینش میبرند...

No comments:

Post a Comment