Monday, June 28, 2010

نمی‌خواهم فقط از شهدا یادی کنم!

در سالروز مقتولان جمهوری اسلامی، من خشمگینم که چرا ما از این جنایتهای آشکار به این سادگی‌ میگذریم. در هنگامی که این حکومت از هر زمانی‌ بیشتر از نیروهای مردمی میترسد، به نوعی عقب نشسته ایم. گاهی‌ فکر میکنم چه میشود ما را؟

می‌دانم که زندانی داریم، می‌دانم که کشته داده ایم...ولی‌ نشنیده‌ام که در برابر ستمگران بشود با سکوت پیروز شد. نشنیده‌ام که ترسیدن، دردی را دوا کند...نشنیده‌ام که در زندان‌ها شکنجه کنند، زنی‌ را در خیابان بزنند، و به دختران هر روز در زندانها تجاوز کنند و ما در سکوت با اینها مبارزه کنیم

زنی‌ قرار از سنگسار شود، ۲۰ تنً قرار است اعدام شوند، چرا هیچ برنامه‌ای نیست؟ چرا اعتراضات مدنی خموشند؟ چرا تجمع کردن انگار حرام شده است؟....

ما به چیزی بیشتر از یاد آوری محتاجیم. یادمان باشد که این حکومت مسئول تمام این جنایتهاست. باید در سالگرد مقتولان به راهکارهای شکست این حکومت اندیشید. باید از قتلهای بیشتر پیشگیری کرد. در برابر جانی‌ها چیزی به نام سکوت راهکار نیست. باید ایستاد و ادامه داد و نشان داد که ما مردم هنوز زنده ایم. بیایید اعلامیه چاپ کنیم، دیوار نویسی کنیم، به محافل دانشجوی و کارگری توجه کنیم. بیایید سی‌دی پخش کنیم. از آقایان موسوی و کروبی خواهش کنیم که به اجتماعات ما بپیوندند! بیایید یاد شهدا را اینگونه زنده بداریم

تنها یاد آوردن نیست، ادامه دادن است که آزادی را به ارمغان میاورد

Thursday, June 24, 2010

پارسال این موقع تو تب و تاب ۱۸ تیر بودیم

اگرچه من و دوستان هنوز در حال چاپ اعلامیه هستیم، و هنوز خیلی‌‌ها در بین همسایه‌ها و آشنا هامون به فکر ۱۸ تیر هستیم و داریم برنامه می‌ریزیم...ولی‌ از ۱۸ تیر تو بالاترین زیاد خبری نیست...می‌دونم همه نگران این روز هستیم، ولی‌ باید در عمل نشون بدیم که ما هیچ کدوم از جنایتها رو فراموش نکردیم...این حکومتی که داره از درون از هم میپاشه و خود زنی‌ میکنه هیچ ترسی نداره....لطفا بیاید شروع کنیم، این تازه آغاز کار ماست