Friday, February 26, 2010

انقلابی از نوع جمهوری اسلامی، فقط الف و نونش (ا‌.ن ش) زیادی بود، وگرنه قلابی‌ بود

انقلابی از نوع جمهوری اسلامی، فقط الف و نونش (ا‌.ن ش) زیادی بود، وگرنه قلابی‌ بود

Wednesday, February 24, 2010

زنم مهرشو به اجرا گذاشت: پخش بیش از هزار اعلامیه و سی‌دی به حق صد تن شهید ایران

منو زری، 3 ساله که نامزدیم و قرار بود که عروسیمون این عید باشه، با اینکه خیلی‌ هم برنامه داشتیم، با اینهمه جنایت و کشتار اصلا دلمون نمیره که عروسی راه بندازیم

به جای عروسی تصمیم گرفتیم جشنمون رو یه جور دیگه اجرا کنیم، که حالا بماندما هیچکدوممون به مهریه و این حرفا اعتقاد نداریم و تا حالا هر چی‌ بوده روبا هم تقسیم کردیم، ولی‌ چون مادر زری خیلی‌ اصرار داشت ، زری هم چند قلم مهریه اضافه کرد خلاصه یکی‌ از مهریه های زری پخش بیش از هزار اعلامیه و سی‌دی به حق صد تن شهید ایران توسط من بود و حالا هم که خیلی‌ اوضاع قاراشمیش شده و اون فیلم رو هم دید، به خاطر شرایط اجتماعی (هم برای روز زن، و هم چهارشنبه سوری( مهرشو به اجرا گذاشته، و نمیدونم آیا تا حالا مردی اینقدر از به اجرا گذشته شدن مهر زنش خوشحال شده یا نه…البته بهم قول داده که طلاق نگیره ;)

یکی‌ از آرزوهای زری اینه که وقتی‌ بچمون به دنیا بیاد، دیگه خبری از اینهمه ظلم و جنایت نباشه، که وقتی‌ بچمون رفت مدرسه، شاد باشه و لباسهای رنگی‌ بپوشه، منو زری خیلی‌ آرزو داریم، خیلی‌ زیاد، مثل همه مردم، و بیشتر آرزوهامون زیر این نظام هیچوقت عملی‌ نخواهد شد به همین خاطر به عنوان عضوی از این جامعه تا جون داشته باشیم برای تحقق اهداف مردم و آرزوهامون برای از بین رفتن این نظام جانی تلاش می‌کنیم

Tuesday, February 16, 2010

خواهشی کوچک (ولی‌ با نتایج بزرگ) از همه احزاب و مردم چه در داخل و خارج! خواهشمندیم که روز زن رو جدی بگیرید...لطفا همگی‌ بیانیه صادر کنید برای تظاهرات ر

خواهشمندیم که روز زن رو جدی بگیرید...لطفا همگی‌ بیانیه صادر کنید برای تظاهرات روز زن و اطلاع رسانی کنید، الان وقت همبستگی و نشون دادن ارادت ما به زنهای ملت هست...و وقت خوبی‌ برای بیان خواسته‌ها و هیچ جنگ و جدلی هم نداره و به تقویت نیروی جنبش هم کمک میکنه...ولی‌ متاسفانه انگار اصلا این مساله هیچ اهمیتی برای خیلی‌ از ما‌ها نداره... لطفا خبر رسانی کنید: رسانه شمایید

Sunday, February 14, 2010

زن را بدان، زن را بفهم

آیا کسی‌ به فکر مادران عزادار هست؟

یا فکر آن جوان که زیر خاک، آرام مرده است؟

گویی اگر: این نیز بگذرد

اما به تلخی‌ خون هزار شهید

آوارهای غم، یک یک به شوق ساخته میشوند

با من بگو

اگر که هنوز ندیده ای

آن ضجه‌های مادران،بر روی خاک قبر

فریاد زندانیا‌ن زن

چون جسمشان، با تیغ تیز تجاوز آشنا شدست؟

یا اه دختری، چون با تفنگ مرد

یا شوق خواستن

چون در میان گلو اعدام میشود

یا گیسوان پر شور آزادی

آن ریشه‌های پر کشیدن و شادابی

هر روز، با اجبار، در زیر روسری

اعدام میشوند

زن را بدان، زن را بفهم

چون مظهر محبت را

در اختناق این همه قانون، کور میکنند...

دیگر بس است، خاموش بودنمان

همراه شو، در روز زن








Friday, February 12, 2010

راه خواهرانمان را که شکنجه و کشته شدند، و ۳۱ سال در زیر این نظام رنج کشیدند را ادامه خواهیم داد (تظاهرات روز زن)



روز جهانی‌ زن، به احترام این همه مادر داغدار، به احترام این زنان دلیر کشور و دختران کشته شده، و بزیر کشیدن این حکومت زن ستیز همه با هم در تظاهرات شرکت کنیم

لازم نیست که وقفه‌های طولانی بین تظاهرات داشته باشیم،روزهای مهمتری در پیش است، باید فعالیتمون بیشتر بشه، و برنامه ریزی دقیق تر و بیشتری داشته باشیم، باید نشون بدیم که چه چیزهای برای ما ارزشمند هستند، و چقدر بهشون بها میدیم...همچنین از آقایان موسوی و کروبی و همه احزاب خواهش می‌کنیم که بیانیه برای تظاهرات در این روز صادر کنند، و از مردم عزیز (چه در داخل و خارج) تقاضا داریم که اطلاع رسانی کنند

ما میتوانیم

Thursday, February 11, 2010

باور کن، که ما دیگه اون آدمهای قبلی‌ نیستیم، ما دوباره زاده شدیم

یعنی‌ ما اینقدر وابسته به حرف مفت چند تا مزدور و بسیجی‌ هستیم؟ پس احساسات خودتون کجاست؟

داداش، امروز اگه یادتون باشه، با اینهمه فلان بسار که گفتن، ما امدیم تو خیابون، شعارمون رو دادیم، پوستر پاره کردیم، آتیش بازی کردیم...مگه الکیه؟ من حالم جا اومد، یعنی‌ در کلّ تو خیابون رفتن و شعار دادن حال هر آدم سالمی رو جا میاره، مگه اینکه بسیجی‌ و مزدور باشی‌ که بکوبی و احساس یاس کنی‌...واقعا با این همه پاسدار و بسیجی‌ تو خیابون اومدن هنره...که دیگه نمیترسیم که حرف دل مون رو بزنیم...آره عزیز، خوشحال باش، دستی‌ به پشتت بزن و به خودت افتخار کن...باور کن، که ما دیگه اون آدمهای قبلی‌ نیستیم، ما دوباره زاده شدیم

Monday, February 8, 2010

آهای عزیز، ما به ترس شما از "تفرقه" محتاج نیستیم

نه آقایان، شما در اشتباهید، شمایی که کور شده اید و ذوب در این اصلاحات قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی هستید، شما نمیبینید، شما معنی‌ مرگ این جوانان و بی‌ گناهان توسط این نظام را درک نمیکنید، شما معنی‌ آزادی را نمیدانید...شما اعدام را فقط یک کلمه ترس آور می‌بینید..شما اشک و آه خانواده‌های شکنجه شده را زیر پایتان لهٔ می‌کنید...شما منحرف کننده اصلی‌ این جنبشید، که می‌ترسید از رو شدن حقیقت، و هنوز نمیدانید "یا شاید هم می‌دانید!!!" که حقیقت هیچ تناسبی با تفرقه ندارد...

هنوز همان حرفهای سال ۵۷ را تکرار می‌کنید، هنوز همان اشتباه لعنتی که نگویید، حرف نزنید، خمینی لنگه ندارد را دوباره زمزمه می‌کنید
کجا خواندید که راست گویی و عدالت خواهی واقعی و رسوا کردن "آن به اصطلاح اصلاح طلبان" تفرقه افکنیست؟

حالم از این کلمه تفرقه افکنی به هم می‌‌خورد، کدام تفرقه عزیزان؟ تمام مردم ما همبسته و هشیار به خیابان بیایند که جمهوری اسلامی برود خیلی‌ دردناک میشود؟ اگر نیک آهنگ حقیقت را با کاریکاتورش به مردم نشان بدهد مزدور میشود؟ بگذارید بپرسم که این قوانین "تفرقه افکن شما" از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چرا وقتی‌ اینهمه به آزادی نزدیک می‌شویم و هنوز مردم ما دست به دست یکدیگر به خیابانها میایند، این همه می‌ترسید و حرف از "تفرقه" میزنید؟ چرا هر ذره از واقعیت برای شما تلخ و تلخ تر میشود...آهای عزیز، ما به ترس شما از "تفرقه" محتاج نیستیم، ما به همفکری، راست گویی، عدالت واقعی، آزاد اندیشی‌ و حقیقت گویی محتاجیم، چیزهای شیرینی‌ که سالهاست این نظام و جمهوری اسلامی از من و شما گرفته است...

بگذارید این نوای آزادی و فهم به گوش همه ما برسد، بگذارید آنهایی که سالها با تعصبات دست و پنجه نرم کرده اند، آوایش را بشنوند، که حتی اگر چنان کَرَند که این نوا را نمیشنوند، نسل‌های بعدی ما آوایش را حفظ کنند، بگذارید رشد کنیم و حسرت نخوریم

و یادمان نرود که غده سرطانی را هیچوقت اصلاح نمیکنند، از بینش میبرند...